السلام علیک یا فاطمه الزهرا(سلام الله علیها)


درس آزادى به دنيا داد رفتار حسين
بذر همت در جهان افشاند افکار حسين
با قيام خويش بر اهل جهان معلوم کرد
تابع اهل ستم گشتن بُوَد عار حسين
بسيج اي دست و بازوي ولايت
خط سرخ عزل تا بي نهايت
تورا نشناختن حق ناشناسيست
تعارض با تو کفر وناسپاسيست
بسيجي سست و بي حال است آيا
زبان غيرتش لال است آيا
بسيجي از چه رو خاموش ماندي
زبان بستي سراپا گوش ماندي
نمي بيني مگر دجاله هارا
سرود شوم نفي لاله ها را
ببين نشخوار صبح وشامشان را
طنين طعنه و دشنامشان را
علي را بي عدالت نام دادند
ولايت را وکالت نام دادند
به سر انديشه هايي خام دارند
ولي داعييه اسلام دارند
کدام اسلام اسلامي که مرده ست
سرتسليم بر شيطان سپرده ست
بسيجي سست و بي حال است آيا
زبان غيرتش لال است آيا
بسيجي طابع اسلام ناب است
لقايش تيغ سرخ آفتاب است
کدام اسلام اسلام حسيني
که جاري شد زلبهاي خميني
نگه کن بلبلان اين چمن را
بلوچ و کرد و ترک و ترکمن را
بسيجي شيعه و سني ندارد
به فرمان ولي سر مي گذارد
خميني گفت سر گردان نباشيد
اسير دست نامردان نباشيد
"شعر از شاعر بسیجی مرحوم محمد رضا آقاسی"
بر غنچه لبهاشان لبیک حسینی بود امیـــد دل آنــها لبــــخند خمینـی بود هر کس که سعادت داشت بـر جبهه ارادت داشت ایــن خـــانه مصــــفا بـــــود تا بوی شهادت داشت دیدند گلستان را در شعله چو ابراهیم گفـــتند خداوندا آماده این راهیم تا زنده به ایمانیم تا در خط قرآنیم با لطف امام عصر در راه شهیدانیم من تشنه خورشیدم در این شب بارانی دلتنـــگ تـــوام برگــرد ای مـــاه جمـارانی ایام خوش آن روزی که سینه حسینی بود شبهای دلم روشن با نور خمینی بود ما شمع ولایت را هستیم چو پروانه در قـــافله عشـقیم بـا رهـبر فـرزانــه صد شکر که شیعه سر در خــط ولـــی دارد ای عـــهد شـکن کــوفــه این خطه علی دارد
واقعاًتا حالا پرسیدیم از خودمون که بسیجی واقعی کیست !
بسیجی واقعی کسی است که پاگذاشتنش به پایگاه برای رضای خداست
بسیجی واقعی کسی است که از اعتماد مردم سوء استفاده نمیکند
بسیجی واقعی کسی است که برای آرامش مردم تلاش میکند
بسیجی واقعی کسی است که بایستی درمیان مردم به عدالت معروف
باشد
بسیجی واقعی کسی است که از سرزنش بدخواهان ناراحت نشه
بسیجی واقعی کسی است که از بیت المال مثل اموال خودش محافظت
میکنه
بسیجی واقعی کسی است که وطن و دینش از همه چیز براش با اهمیت
تره
بسیجی واقعی کسی است که به کسی فخر نمیفروشه
بسیجی واقعی کسی است که ظاهرش را برای مردم درست نمیکنه
بسیجی واقعی کسی است که از بی عدالتی بیزار باشه
بسیجی واقعی کسی است که مردم را مثل خانواده خودش بدونه
بسیجی واقعی کسی است که از آرمان های نظام دفاع کنه
بسیجی واقعی کسی است که از آرمان های شهداء دفاع کنه
بسیجی واقعی بایستی تمام رخ نماد تقوا باشه
بسیجی واقعی باید دریک جمله شیعه واقعی باشه.
همه بسیجیان کشور باید بدانند این نام نام شهداست و ما در قبال خون آنها
مسئولیم و تمامی حرکات و سکناتمان بایستی در راستای عدالت
اجتماعی و آرمان شهداء باشد و کسی که از این نام سوء استفاده نماید
خون شهداء را پایمال کرده است

" من همواره به خلوص وصفاي بسيجيان غبطه
ميخورم و از خدا مي خواهم تا بابسيجيانم
محشورگرداند، چرا كه در اين دنيا افتخارم اينست
كه خود يك بسيجيم ........"(بخشي از بيانات امام
خميني(ره) دردوم اذرماه سال 67 خطاب به
بسيجيان)
“بسیجی” از جمله واژههایی است که به لطف انفاس قدسی امام تنها در
لغتنامه و دایرهالمعارف انقلاب اسلامی یافت میشود. “بسیجی” فرد
عاشق سراز پا نشناختهای است که لحظه لحظه زندگی خویش را وقف
اسلام و قرآن و ولایت و انقلاب اسلامی کرده است. او مطیع اوامر “ولی
فقیه” زمان است؛ بر دشمن میتازد و امان از او میبرد؛”پارسای” شب
است و “شیر” روز؛ هدف غایی بسیاروالای بسیجی او را در جایگاهی بس
مقدس قرار داده است. یک چریک یا یک پارتیزان برای جنگ خود علیه دشمن
هدف عالی دارد. او میجنگد تا کشور و مردمش را از تجاوز دشمن و از یوغ
استعمارگر نجات دهد. این به نوبه خود هدفی عالی است؛ اما در این راه
چیز دیگری نیست. آخرش همین است و بس. اما بسیجی میجنگد چون
بهواسطه ولی فقیه زمان خودمطیع اوامر الهی است؛ یعنی میجنگد چون
دستور خداوند، جهاد است و صلح میکند چون اراده خدا بر آن قرار دارد. این
است که به بسیجی روح و نشاط میدهد و او را تا ردیف اولیای الهی ارتقا
میبخشد. همین درجه از عبودیت و بندگی است که آن یار سفر کرده را به
وجد میآورد تا آنجا که بسیجی را فرزند خود میخواند و با آن درجه از
خلوصی که در وجود مبارکش سراغ داریم، برانگیخته شدن در روز محشر را
با فرزندان بسیجیاش از خدا میخواهد. بدین ترتیب معلوم میشود که
بسیجی مفهومی کلیتر از رزمنده است چرا که مراتب بندگی فقط در جنگ
نیست که تبلور مییابد بلکه در تمام شئون زندگی بشری عینیت دارد.
بسیجی کسی است که در هیچ یک از دستهبندیهای مادی و متعارف قرار
نمیگیرد. نه متعلق به حزب است و نه متعلق به زمان، مکان،طایفه، صنف
بخصوصی و نه هر دستهبندی دیگر. زیرا بسیجی یار امام است و بسیجی
عبد خداست وانسانی از تبار ابراهیم (علیهالسلام) که اسماعیلوار، مصمم
وعاشقانه به مسلخ عشق میرود؛ راه حق میجوید و سالک همیشه کوی
دوست است.
۲) تفکر بسیجی و ویژگیهای آن
این واژه مقدس که اولین بار از پرتو کلام نورانی امام راحل تجلی یافت به
یک معنا همان اندیشه واعتقادی است که شریفترین فرزندان امام آن را
آگاهانه برگزیدند و تمام فکر و خلق و خوی و عمل خود را با آن میزان، تنظیم
کردند تا آنجا که انسانهای دیگری شدند با رایحهای ولایی و صبغهای الهی
و جلوهای قرآنی و به معنای دیگر تفکر بسیجی به تمام و کمال، همان
اندیشه و اعتقاد کامل به اسلام ناب محمدی (صلیالله علیه و آله) است
یعنی بیاسلام ناب، بسیجی نتوان شد و بیتفکر بسیجی، اسلام، اسلام
محمدی نخواهد بود. بنابراین تفکر بسیجی، تعبیری بدیع از مکتب اسلام و
آئین الهی تشیع است. این تفکر ویژگیهایی دارد که همان شاخصههای
اسلام ناب محمدی(صلیالله علیه و آله) و شاخصههای اسلام علوی و
اسلام زهرایی و اسلام عاشورایی حسینی و زینبی است.
امام خمینی(سلامالله علیه)احیاگر اسلام ناب محمدی (صلیالله علیه وآله)
و پایهگذار و معلم مکتب “تفکر بسیجی”در عصر ما بزرگترین تفسیر را از
بسیج و تفکر بسیجی، ارائه میفرماید:”من... از خدا میخواهم که با
بسیجیانم محشور گرداند، چرا که در دنیا افتخارم این است که خود
بسیجیام”.
با این تعبیر امام راحل هم بسیجی و تفکر بسیجی را تا اعلا درجه ستود زیرا
به بسیجی بودن افتخار کرد و هم به رهروان آموخت که تفکر بسیجی
چیست و اسوه بسیجی کیست.
از برکات نهضت عظیم و مقدس اسلامی به رهبری حضرت امام راحل حضور
هرچند کوتاه مدت ولی موثر و همه جانبه تفکر امام راحل در همه صحنههای
حیات امت اسلامی بویژه در مهمترین حادثه انقلاب اسلامی یعنی دفاع
مقدس بود.
این حضور که از پشتوانه گرانبها از عالیترین درجات ایمان و عمل صالح
برخوردار بود در کوتاهترین مدت منشاء چنان تحولات شگرفی در میان رهروان
شد که حتی گاهی راه باور را بر همرهان دشوار میکرد و رنگ و بوی
افسانه به خود میگرفت، اما عاقبت دشمنان هم دریافتند که تفکر بسیجی
آنگونه که امام راحل پایهگذاری کرد، کیمیایی است که حتی افسانهها را در
وادی واقعیت به مبارزه میطلبد.
تفکر بسیجی آن چنان حقانیت اصحاب کربلا را به نمایش گذاشت که دیگر
هیچ منکری نتواند شائبه مبالغه در داستان فداکاران کربلا را به دل راه دهد.
تفکر بسیجی با اوصاف اعجابآورش چیزی نیست جز برنامه بینظیر توحید
وعدالتخواهی وشاخصههای آن چنین است:
۱) پیوند و بیعت با ولایت:
از محمد(صلیالله علیه وآله) و علی(علیهالسلام) تا مهدی(عج) و در زمان
غیبت با ولایت فقیه.
۲) ایمان و اخلاص:
تفکر بسیجی بیش از هر چیز بر ایمان خالص و محض به غیب مبتنی است؛
ایمان به الله با همه اسما و اوصاف جمال و جلالش بدون ذرهای تردید یا
شرک.
۳) حریت در عبودیت:
در این مکتب، بندگی نه از روی طمع و نه از روی خوف بلکه از روی آزادگی
و عشق به معبود است؛ همانگونه که امیرمومنان(ع) در وصف خویش بیان
فرمود لذا بسیجی بنده رب است نه بنده زر و زور؛ چه او شرافتمندتر از این
است که غیر از این باشد.
۴) اطاعت آگاهانه:
از آنجا که بسیج در اصل خود تبلور آیه شریفه “اطیعواالله و اطیعواالرسول و
اولی الامر منکم” (نساء ۵۹) است، بدون تردید اطاعت و فرمانبرداری آگاهانه
در تفکر بسیجی جایگاه منحصر به فردی را به خود اختصاص میدهد زیرا در
تفکر بسیجی عنایت نهایی برای انسان، کسب رضایت معبود است و چنین
غایتی جز با فرمانبرداری مطلق از اوامر الهی که همانا عمل به تکلیف معین
شده از سوی امام و ولی فقیه در زمان غیبت است، حاصل نمیشود
هميشه چون شمع باشيم كه دم به دم
بسوزيم و سنگر انقلاب را نگه داريم تا ديده
شياطين شرق و غرب كور گردد.» (وصيت
نامه سردار شهيد ناصر بهبهانينيا)
عشق یعنی . عین یعنی شین و قاف
عشق یعنی یک بسیجی ، صاف صاف
حیف دیگر عشق و صافی پاک شد
آن بسیجی قدیمی خاک شد
بسيج لشكر مخلص خدا است و مدرسه عشق.
بسيجي يعني هميشه عاشورايي كربلاساز در هر زمين.
بسيجي يعني پاسدار مرزهاي اسلام و مذهب جعفريبودن، با نثار جان و
آبروي خويش.
بسيجي يعني سربداري جان بر كف، در راه آزادي از قيد هر بندي به جز
بندگي حق سبحان.
به راستي بسيجي در ايران اسلامي از نام و آوازه، جايگاه و عظمت، و
قداست و ارزش ويژهاي برخوردار است. بسجي يادآور «حُجر» است و
«مالك»، «ابوذر» است و «سلمان»، «زهير» است و «عابس» و در يك كلمه
بسيجي نماد كامل عمل به «حلت بفنائك» است خطاب به حسين بن علي
عليه السلام و اين همه در بسيجي حقيقي متجلي است.

گریه های نیمه شب از خوف خدا کجا و خنده های بی خیالی و مستانه ی امروزی کجا !
بدن سوراخ سوراخ شده و قطعه قطعه شهید کجا و بدن خالکوبی شده و... کجا !
فریاد یا حسین زیر بمباران شیمیایی کجا و نعره ی مستانه از شب نشینی ها کجا !
تکه تکه شدن بدن شهید به وسیله ی خمپاره کجا و از پا در آمدن توسط هوا و هوس کجا !
سوز عطش توپ و تانک کجا و گرما و شعله ی سیگار و دخانیات و سیخ و... کجا !
لباس خاکی و بی ریای بسیج کجا و شلوار تنگ و آن چنانی کجا !
سوز و سرما و برف کردستان کجا و سوز و سرمای زمستان در کوچه ها از بی خانمانی کجا !
جنون و موج جبهه کجا و مستی شراب و الکل و ... کجا !
گریه ی افتخار مادر شهید از خبر شهادت فرزندش کجا و گریه ی ننگ خانواده ی معتاد از شنیدن مرگ او کجا !
تلفات سه هزار مجروح عملیات والفجر کجا و مبتلا شدن هزار نفر به ایدز و ... کجا !
احیا گرفتن و شب زنده داری کجا و شبگردی و الواتی و تا صبح پای فیلم مبتذل و... کجا !
اسارت چندین ساله ی اسرای جنگ کجا و اسارت صد ساله و در بند هوی و هوس بودن کجا !
و خلاصه خلسه مجنون کجا و خفته جنون کجا !
شهید کجا و پلید کجا !
نماز بی ریا کجا و فریاد بی صدا کجا !
سرخ است دشت میهن از خون پاک مردان
زرد است روی زارم افتاده چون هلالم
یک آسمان ستاره ، یک دشت پر ز لاله
روئید از دل شب ، من ماندم و خیالم
آه ای خدای رحمان حال مرا بگردان
از هجر میگدازم نزدیک کن وصالم
در آیات متعددی از قرآن کریم به ضرورت بسیج و آمادگی مسلمانان
برای مبارزه با دشمنان اشاره شده است که به برخی ازآنها اشاره می شود:
یا ایها الذین امنوا خذوا حذرکم فانفروا ثبات اونفرواجمیعاً.سورۀ نساءــآیۀ 71
ای کسانی که ایمان اورده اید ،سلاح جنگ برگیرید وانگاه دسته،دسته ویا همه به یکبار متفق برای جهاد بیرون روید
واعدوالهم مااستطعتم من قوه ومن رباط الخیل ترهبون به عدواللّه وعدوکم.سورۀ انفال ــآیه ی60
وشما درمقام مبارزه با آن کافران خود را مهیا کنید وتا ان حد که بتوانید از آذوقه وتسلیحات و آلات جنگی و اسبان سواری برای تهدید دشمنان خدا و دشمنان خودتان فراهم سازید.
گاهی از پروانه ها یادی کنیم
کاش بخشی از زمان خویش را
وقف قسمت کردن شادی کنیم
کاش وقتی آسمان بارانی ست
از زلال چشم هایش تر شویم
وقت پاییز از هجوم دست باد
کاش مثل پونه ها پر پر شویم
کاش وقتی چشم هایی ابریند
به خود اییم و سپس کاری کنیم
از نگاه زرد گلدانهایمان
کاش با رغبت پرستاری کنیم
کاش دلتنگ شقایق ها شویم
به نگاه سرخ شان عادت کنیم
کاش شب وقتی که تنها می شویم
با خدای یاس ها خلوت کنیم
کاش گاهی در مسیر زندگی
باری از دوش نگاهی کم کنیم
فاصله های میان خویش را
با خطوط دوستی مبهم کنیم
کاش با چشمانمان عهدی کنیم
وقتی از اینجا به دریا می رویم
جای بازی با صدای موج ها
درد های آبیش را بشنویم
کاش مثل آب مثل چشمه سار
گونه نیلوفری را تر کنیم
ما همه روزی از اینجا می رویم
کاش این پرواز را باور کنیم
کاش با حرفی که چندان سبز نیست
قلب های نقره ای را نشکنیم
کاش هر شب با دو جرعه نور ماه
چشم های خفته را رنگی زنیم
کاش بین ساکنان شهر عشق
رد پای خویش را پیدا کنیم
کاش با الهام از وجدان خویش
یک گره از کار دل ها وا کنیم
کاش رسم دوستی را ساده تر
مهربان تر آسمانی تر کنیم
کاش در نقاشی دیدارمان
شوق ها را ارغوانی تر کنیم
کاش اشکی قلب مان را بشکند
با نگاه خسته ای ویران شویم
کاش وقتی شاپرک ها تشنه اند
ما به جای ابر ها گریان شویم
کاش وقتی آرزویی می کنیم
از دل شفاف مان هم رد شود
مرغ امین هم از آنجا بگذرد
حرفهای قلبمان را بشنود
«ایجاد توانایی های لازم در کلیۀ افراد معتقدبه قانون
اساسی واهداف انقلاب اسلامی بمنظور دفاع از کشور ،
نظام جمهوری اسلامی ونیز کمک به مردم به هنگام بروز
بلایا وحوادث غیر مترقبه با هماهنگی مراجع ذیربط.»
انسانها،فداکارترین وآماده به کارترین جوانان کشوردرراه
اهداف متعالی این ملت و برای به کمال وبه خوشبختی
رساندن این مردم جمع شده اند.>>
(مقام معظم رهبری)

ای زمین ای رملها ،ای ماسه ها
ای تگرگ تق تق قناسه ها
جمعی از ما بارها سر داده ایم
عده ای از ما برادر داده ایم
منک نامم نام این مردم شده است
گردبادی در گلویم گ شده است
من هبوط آرزو را دیده ام
من تمام مرگ را چرخیده ام
آنگه اینجا چشم در چشم شماست
روزگری خویشتن را می نواخت
من غرور آخرین پروانه ام
باز من دیوانه ام دیوانه ام
در کویر مرگ شرجی مانده ام
از جماعت من بسیجی مانده ام